مقدمه
شهر لکهنو، پایتخت تاریخی ایالت اوتارپرداش هند، از برجستهترین مراکز تمدنی و فرهنگی شبهقاره هند در سده هجدهم و نوزدهم میلادی به شمار میرود. این شهر، که در دوران فرمانروایی نوابان اوده به اوج شکوفایی رسید، نه تنها به دلیل رونق ادبیات، موسیقی، هنر و آیینهای مذهبی شهرت یافت، بلکه به یکی از مهمترین کانونهای معماری اسلامی در جنوب آسیا نیز تبدیل شد. در این دوره، معماران ایرانی، هندی و عثمانی با تلفیق سنتهای گوناگون معماری، سبکی پدید آوردند که امروزه با عنوان «معماری نوابی» شناخته میشود؛ سبکی که ضمن بهرهگیری از میراث معماری ایران صفوی، شکوه عثمانی و عناصر بومی هند، هویتی مستقل و ماندگار یافت.
در میان آثار ارزشمند این دوره، دروازه رومی (رومی دروازه) جایگاهی ممتاز دارد. این بنای باشکوه نه تنها ورودی تاریخی شهر کهن لکهنو و مجموعه عظیم بارا امامباره است، بلکه نمادی از آرمانهای فرهنگی و سیاسی نوابان اوده برای ساخت پایتختی همتراز با بزرگترین شهرهای جهان اسلام محسوب میشود. بیش از دو قرن از ساخت این بنا میگذرد، اما همچنان یکی از شناختهشدهترین نمادهای هویت تاریخی لکهنو و از شاهکارهای معماری سده هجدهم در شبهقاره هند به شمار میآید.
تولد پایتختی باشکوه
در سال ۱۷۷۵ میلادی، نواب آصفالدوله، چهارمین فرمانروای اوده، تصمیم گرفت پایتخت حکومت خود را از فیضآباد به لکهنو منتقل کند. این تصمیم تنها جابهجایی مرکز اداری نبود، بلکه آغاز برنامهای گسترده برای ساخت شهری جدید با شکوهی بیسابقه بود؛ شهری که بتواند اقتدار سیاسی، رونق اقتصادی و منزلت فرهنگی حکومت نوابان را به نمایش بگذارد.
آصفالدوله که در بیستوششسالگی به قدرت رسید، شخصیتی فرهنگدوست، هنرپرور و بلندپرواز داشت. او بهخوبی دریافته بود که معماری، افزون بر کارکرد عمرانی، ابزاری برای نمایش قدرت، هویت و مشروعیت سیاسی نیز به شمار میرود. از اینرو، دستور ساخت مجموعهای از بناهای باشکوه را صادر کرد که از مهمترین آنها میتوان به بارا امامباره، مسجد آصفی، شبستانها، باغها و دروازه رومی اشاره کرد.
دروازه رومی در سال ۱۷۸۴ میلادی ساخته شد و از همان آغاز، ورودی اصلی شهر تاریخی لکهنو و مجموعه بارا امامباره بود. این بنا نه تنها مسیر ورود به قلب شهر را مشخص میکرد، بلکه با شکوه و عظمت خود، نخستین تصویری بود که هر مسافر از پایتخت نوابان اوده در ذهن ثبت میکرد.
چرا «رومی»؟
نام «رومی» در نگاه نخست ممکن است این تصور را ایجاد کند که این بنا ارتباطی با شهر رم در ایتالیا دارد، اما در سنت اسلامی، واژه «روم» یا «رومی» به سرزمینهای امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و بعدها به قلمرو عثمانیان اطلاق میشد. از آنجا که استانبول، پایتخت امپراتوری عثمانی، پیشتر همان قسطنطنیه، پایتخت روم شرقی بود، بسیاری از بناها و سبکهای معماری وابسته به آن با عنوان «رومی» شناخته میشدند.
گفته میشود که طرح این دروازه با الهام از «باب همایون» (باب عالی)، یکی از مشهورترین ورودیهای کاخ توپقاپی در استانبول، شکل گرفته است. با این حال، معماران اوده تنها به تقلید از نمونه عثمانی بسنده نکردند، بلکه با افزودن عناصر ایرانی و هندی، بنایی آفریدند که شخصیتی مستقل یافت و به یکی از شاخصترین نمونههای معماری نوابی تبدیل شد.
شاهکاری از معماری نوابی
طراحی دروازه رومی را کفایتالله، معمار برجسته ایرانی، بر عهده داشت؛ همان معماری که در ساخت بارا امامباره نیز نقشی اساسی ایفا کرد. هنر او در تلفیق سنتهای معماری ایرانی، عثمانی و هندی، سبکی را پدید آورد که نه تقلیدی صرف از معماری صفوی بود و نه بازآفرینی معماری عثمانی، بلکه نمونهای ممتاز از خلاقیت معماران مسلمان در هند به شمار میرود.
ارتفاع این دروازه حدود ۶۰ فوت (نزدیک به ۱۸ متر) است و طاق مرکزی عظیم آن با قوس نعلاسبی، نخستین عنصری است که نگاه هر بینندهای را به خود جلب میکند. در دو سوی طاق، تزئینات گچبری با نقوش گیاهی، اسلیمی و هندسی دیده میشود که یادآور هنر صفوی ایران است. در بخشهایی از این تزئینات، از صدفهای دریایی و مواد براق استفاده شده تا سطح بنا در نور خورشید جلوهای همانند سنگ مرمر پیدا کند.
در بالاترین قسمت بنا، کوشکی هشتضلعی با گنبدی کوچک قرار دارد که از طریق پلکانهای داخلی قابل دسترسی است. این کوشک نه تنها نقش تزئینی داشت، بلکه جایگاهی برای دیدهبانی و تماشای شهر نیز محسوب میشد.
برخلاف بسیاری از بناهای سلطنتی هند که با ماسهسنگ یا مرمر ساخته شدهاند، دروازه رومی با آجرهای پخته و ملات آهک بنا شده است. این انتخاب، افزون بر کاهش هزینههای ساخت، امکان اجرای گچبریهای بسیار ظریف و سبکسازی سازه را فراهم آورد و نشاندهنده مهارت بالای معماران و استادکاران آن عصر است.
جلوهای از نور، آب و زیبایی
بر پایه روایتهای تاریخی، در گذشته فانوسی بزرگ در زیر چتری بالای دروازه نصب میشد که شبها سراسر بنا را روشن میکرد. همچنین فوارههایی که در دو سوی طاق تعبیه شده بود، آب را از میان نقشهای گلمانند به بیرون میپاشیدند و ترکیب نور، آب و معماری، منظرهای خیرهکننده پدید میآورد. این جلوههای هنری سبب شده بود که بسیاری از جهانگردان اروپایی و آسیایی، دروازه رومی را یکی از زیباترین ورودیهای شهری در هند بدانند و آن را با باشکوهترین دروازههای جهان اسلام مقایسه کنند.
دروازه رومی تنها یک بنای یادمانی نیست، بلکه تجسم اندیشهای است که معماری را ابزاری برای نمایش فرهنگ، هویت و اقتدار سیاسی میدانست. این اثر، حاصل گفتوگوی سه سنت بزرگ معماری ـ ایرانی، عثمانی و هندی است و به همین دلیل، جایگاهی ممتاز در تاریخ هنر اسلامی و معماری جنوب آسیا دارد.
نظر شما